سلام به خدا...
دیروز تصمیم گرفتم دلم را از همه کس و همه چیز خالی کنم؛ بعد به تدریج با حواس جمع و آگاهی لبریزش کنم از هر چه دوست میپسندد... "به امید خدا"
و امروز با یک اتفاق جدید...
تو چه شباهتی داشتی به قهرمان آسمانی و سفرکردهی من، که چشمانم مست معصومیت و نجابتت بود؟!
به خدا هیچ شباهتی نداشتی به یکتای من...
*************************************
مامان: پس تو هم مثل من ایدهآل فکر میکنی...
من: شاید. نمیدونم اسمش چیه.
- استاد میگن کسی که ایدهآل فکر میکنه به جایی نمیرسه.
- اما من فکر میکنم اونا به خیلی جاها میرسن. چون سعی میکنن حداقل به یه کم از افکار و آرزوهاشون برسن.
- چه جوری؟
- همیشه در تکاپو هستن.
- اگه نرسن؟
- اصولاً آدمهای قوی و باپشتکاری هستن...
...
**************************************
تا الان سه تا داکیومنت ناقص دارم که شرمندهی هر سه تاشون هم هستم!!
این روزا بیشتر از هر چیزی دلم یه جای خالی از آدم و (جسارتاً) آدمنما میخواد با اکسیژن اضافه! نفسم تنگه...
به امید خدا...
