CompleX LanD
یکشنبه 12 خرداد ماه سال 1387
از قول شیـــدا ...


سلام به خدا ...

 سلام به دوستان و همچنین به بقیه !

خدایا چه قدر دنیا کوچیکه ... تازه تو همه ی نوشته هام ازش خداحافظی کرده بودم  . حالا باید

دوباره بگم * سلام باران ... ! *.......

 

 از اونجایی که فعلا شیدا به شدت مشغول است و فرصت مطلب نوشتن نمیداره است ، من یه کم

 میخوام بنویسم الان !

یه کم از بحث های این روزهای اخیر( البته نه همه ی مباحث !! ) رو که زیر سایه ی درخت خرمالو

به صرف چای داغ انجام میشه براتون میگم ، به شرط اینکه بعدا سو استفاده نکنید ها !! البته

یه کم پراکنده ست .


در ضمن  قسمت زیادی از این بحث به دلایل امنیتی سانسور میشه !!

 در مورد درخواست از خدا ...

شیدا میگه آدم تا مضطر نشه خدا جوابش رو نمیده . یعنی اون آخرین مرحله ای که آدم دیگه

 حسابی مستأصل میشه ، واقعا دیگه بی چاره ( کسی که نه راه پس داره نه راه پیش ! ) میشه

، امیدش از همه ی آدم ها قطع میشه و فکر می کنه که دیگه همه چیز تموم شده ... اون موقع

ست که خدا از یه راهی که حتی فکرش رو نمی کنه به فریادش می رسه . بعد تازه می فهمه که

از اول باید از خودش می خواست . همه ی وسیله ها ، وسیله بودن ! به همه شون باید فقط به

چشم یه وسیله نگاه می کرد ،  که تو دست های خدا به بازی در میان ، در حالی که دلیل رو رها

کرده بود و دل به چیزایی خوش کرده بود که با یه اشاره ی خدا نابود میشن .


شیدا میگه اگر آدم توکل داشته باشه کارش هیچ وقت به اینجا نمی رسه . یعنی از همون اول فقط

 امید و تکیه ش به خدا باشه . اون وقت تا از خدا چیزی بخواد ، خدا جواب میده . وگرنه اون قدر صبر

 می کنه تا تمام امید های واهی آدم یکی یکی ناامید بشن ! بعد میاد و قدرتش رو به رخ همه

می کشه و حال همه رو جا میاره ! اون وقت دیگه هیچی نمیشه گفت . فقط آدم باید بشینه به

 حال خودش زار زار گریه کنه ... ( این جمله از اینجانب بود !!‌ )

 در مورد دوست داشتن ؛ فقط همین قدر از بحث رو میگم که ...

شیدا میگه خدا خیلی غیور هست . یعنی نسبت به بنده ش خیلی غیرت داره . دوست داره که

بنده ش فقط حواسش به اون باشه . مثل یه عاشقی که دوست نداره معشوقش به هیچ کس

نگاه کنه . شیدا میگه خدا دوست داره که اگر ما کسی رو هم دوست داریم در راستای دوست

داشتن خدا باشه . اگر بگیم من فلانی رو دوست دارم ، با اینکه بی ایمان و بی حیاست ، با اینکه

خدا رو قبول نداره ، اون وقته که خدا حسابی عصبانی میشه .

بعد چون خیلی غیور و غیرتمند هست ، اون فلانی رو از آدم میگیره تا خود آدم رو نگه داره ! یعنی

 یه بنده ش رو میبره تا یکی دیگه رو نگه داره و حواس همون یکی دیگه جمع بشه . میخواد که

دوست داشتن مون هم برای خدا باشه ...

 شرمنده . بقیه ش خصوصیه و بسی طولانی !!

 

مهرتان افزون   شادیتان فروزان ...  


 


.:: CompleX LanD ::.