سلام به خدا ...
رو به آسمان می کنند ، برگ ها را به سوی آن می گشایند ، چهره را جلای سوزش
خورشید می دهند ، دوان دوان در حسرتش می خشکند ، اما هرگز نمی رسند به
خواسته ی گلبرگ های لطیف شان ؛ فنا نمی شوند در آتش سرکش عشق خورشید ...
تقصیری ندارند . پایبند زمین اند و ریشه هاشان خاکی ست ...
قطره ای باران رحمت حق می طلبند برای صعود به مقصود ... و آن لحظه است
که آفتابگردان ها نگاه رحمانی آفتابی ترین خورشید را حس می کنند ...
و به آسمان می پرند ...
وقتی آفتاب گردان ها به آسمان می پرند ، خورشید از گل روی شان و روی گل شان
خجل می شود ؛ که این گل های بیتاب ریشه از زمین گسسته اند و مسافر آسمان ها
شده اند و خورشید در همان عرش که بود ، مانده که مانده ...
می گویند شرط زیارت آسمان ، وداع با زمین است ...
وداع کنیم با زمین ، سلام کنیم به آسمان ...

مهرتان افزون شادیتان فروزان ...
|