شاد بودن یعنی چی؟ غیر از راضی بودن به حکمت و رضای خداست؟! چه قشنگ... یعنی آدم خودشو پرت کنه تو بغل خدا! بگه من نمیدونم! خوت میدونی! بگه من چیکاره ام؟! تو همه کاره هستی!
رمانتیک بودن یعنی چی؟ غیر از ابراز صادقانه ی احساسات؟!
چه قشنگ...یعنی بگم من این همه احساسات قشنگ و لطیف رو از خدا گرفتم!پس باید به خودش هم برسه! بعد تو تقسیم بندی احساسات قشنگ و دوست داشتنیم بزرگ ترین و خوشمزه ترین قاچ رو برای خدا کنار بذارم...
پاک بودن یعنی چی؟ غیر از اینکه بدونم از کجا حیات گرفتم؟
چه قشنگ...یعنی من وقتی بدونم منشا زندگیم کیه و چیه دیگه اصلا به بعضی چیزا و کارها افتخار نمیدم.یعنی درک مقام خودم!
پروین میگه:
دانی که را سزد صفت پاکی؟! آن کاو وجود پاک نیالاید...
به همین سادگی... (تازه دارم سعی می کنم شعر یاد بگیرم!)
اعتماد به نفس میدونی یعنی چی؟ یعنی موضع خودم رو در مقابل آدمای غیر منطقی از دست ندم... یعنی به هر کسی اجازه ندم تو کارهام دخالت کنه...یعنی با چند بار شنیدن یه موضوع،اون رو به عنوان یه حقیقت نپذیرم! یعنی اعتقاد به اینکه عقل من هم از سوی خداست...مثل بقیه...پس توانایی های زیادی داره...درک بالایی داره...
احساس یعنی چی؟یعنی من تو دلم پره از دوست داشتن! پره از مهربونی! پره از حرفایی که فکر میکنم باید به بعضیا بگم اما...
یعنی خروجی یه دل باجنبه! یه دل مهربون...یعنی دوست عقل! زیر پرچم عقل زندگی میکنه...فرمانبردار! مطیع!
یا هر دو با هم برنده میشن...یا هر دو با هم می شکنن...
عاشق بودن یعنی چی؟!
نمیدونم...!باید قشنگ باشه ولی...
من یعنی چی؟ یعنی همه ی اون بالایی ها به اضافه ی بعضی موارد پیچیده ی دیگه!
تو یعنی چی؟ تو هم یعنی همین!
***یعنی من!***

من عاشق درخت های بارون زده ام!
مهرتان افزون شادیتان فروزان... |